X
تبلیغات
امربه معروف ونهی ازمنکر

نمونه‌اي عملي : سه تن از اصحاب پيامبر (ص) به نامهاي كعب بن مالك، مراره بن ربيع و هلال بن اميه، به بهانه‌هايي واهي و غيرواقعي، از همراهي پيامبر در جنگ تبوك خودداري كردند. پس از بازگشت پيامبر از جنگ، به استقبال پيامبر رفتند و سلام كردند؛ اما پيامبر(ص) پاسخ سلام آنان را نداد. سپس به نزد ساير مسلمانان رفتند و هيچ كس حاضر نشد حتي سلام آنان را پاسخ گويد. ناراحت و غمگين به خانه بازگشتند، همسران و فرزندان آنان نيز به پيامبر و ساير اصحاب آن حضرت تأسي كرده، از هم سخني با آنان خودداري كردند. حتي همسران آنان به نزد پيامبر آمده، از آن حضرت كسب تكليف كردند كه اگر لازم است از شوهران خود جدا شوند. پيامبر فرمود نه؛ طلاق لازم نيست؛ اما از نزديك شدن به آنان بپرهيزيد. اينان كه زمين مدينه با تمام وسعتش برايشان تنگ مي‌نمود. تصميم گرفتند به كوههاي اطراف مدينه رفته و تا زماني كه توبه آنان پذيرفته نشود و از سوي جامعه اسلامي مورد پذيرش قرار نگيرند، از كوه پايين نيايند. روزها را روزه مي‌گرفتند و همسرانشان براي آنان غذا مي‌بردند؛ اما با آنان سخن نمي‌گفتند. روزهاي بسياري به همين صورت سپري شد. اما وضعيت هيچ تغييري نكرد. تصميم گرفتند خودشان هم با يكديگر سخن نگويند. پس از آن هر كدام به گوشه‌اي از كوه رفتند و آنقدر گريه كردند تا اينكه بالاخره پس از سه روز كه از اين وضعيت گذشت، اين آيه بر پيامبر اكرم نازل شد: [1] و علي الثلاثه الذين خلفوا حتي اذا ضاقت عليهم الارض بما رحبت و ضاقت عليهم انفسهم و ظنوا ان لا ملجا من الله الا اليه ثم تاب عليهم ليتوبوا ان الله هو التواب الرحيم. [2] و آن سه نفر كه (از شركت در جنگ تبوك) باز ماندند، (و مسلمانان با آن قطع رابطه نمودند) تا آن حد كه زمين با همه وسعتش بر آنان تنگ شد؛ (حتي) در وجود خويش، جايي براي خود نمي‌يافتند؛ (در آن هنگام) دانستند پناهگاهي از خدا جز به سوي او نيست؛ سپس خدا رحمتش را شامل آنان نمود. (و به آنان توفيق داد) تا توبه كنند؛ خداوند بسيار توبه‌پذير و مهربان است.   علامه بزرگوار محمدحسين طباطبايي نقل مي‌فرمايند. «بچه‌‌اي يتيم بودم كه به قصد فراگيري علوم اسلامي عازم نجف اشرف شدم. غربت و بي‌كسي در همان بدو ورود آزارم مي‌داد. به حرم باصفاي مولي الموحدين اميرالمؤمنين امام علي عليه السلام پناه برده و استغاثه نمودم. در همين حال كسي دست بر شانه‌ام گذاشته و گفتند: پسرم اگر مال دنيا مي‌خواهي نماز شب بخوان، اگر آخرت مي‌خواهي نماز شب بخوان و اگر دنبال هر دو (دنيا و آخرت) هستي باز هم نماز شب بخوان. علامه طباطبايي قسم ياد مي‌كند كه نفس پاك اين مرد كه كسي جز آقا سيدعلي قاضي تبريزي نبود بقدري در اعماق وجودم تأثير گذاشت كه سرتاسر عمرم نتوانستم نماز شب نخوانم....»   مردي به امام حسین (ع)رسید قبل از هر چیز گفت: حالت چطور است خداوند سلامتی دهد . امام(ع)فرمود: سلام کردن بر سخن گفتن مقدم است خداوند به تو سلامتی دهد . آنگاه فرمود :به کسی اجازه سخن ندهید تا اول سلام کند(2).   روزي عایشه از زنی نام برد ودر ضمن سخن خود گفت :او کوتاه قداست . پیامبر (ص) فرمود :غیبت اورا کردي (4)     ام خالد ازشیعیان متعهد وصالح زمان امام صادق (ع) بود روزي بر آن حضرت وارد شد وعرض کرد : فدایت شوم من به بیماري معده مبتلا شده ام و اطباي عراقی شراب وآرد گندم را برمن توصیه کرده اند تا خود را به آن مداوا نمایم . امام صادق (ع)فرمود :چه چیز تورا از آشامیدن آن منع میکند ؟ام خالد عرض کرد :اطاعت از شما . امام (ع)فرمود :یک قطره ي از آن را نچش نه والله اجازه نوشیدن یک قطره از را نمی دهم اگر خوردي به هنگام مرگ پشیمان خواهی شد آنگاه سه مرتبه فرمود : فهمیدي ؟ و ام خالد عرض کرد بله (5).     یکی ازارادتمندان امام خمینی میگوید : یک بار در جماران به محضر ایشان رسیدم ،یکی از مسئولین مملکتی براي انجام کارهاي جاري به خدمت امام رسید و پدرسالخورده اش نیز همراه او بود وقتی خواست به حضور امام برسد جلوتر از پدر حرکت کرد وپس از تشرف به خدمت امام ، پدرش را معرفی کرد . امام هم نگاهی به آن مسئول کرد و فرمود : این آقا پدر شما هستند ؟ عرض کرد :آري امام خمینی فرمود :پس چرا جلوي او راه افتادي و وارد شدي ؟(8)     صفوان جمال گوید :بر امام کاظم (ع) وارد شدم ، حضرت فرمود :اي صفوان همه کارهاي تو خوب است جز یک کار. عرض کردم : فدایت شوم چه کاري ؟ حضرت فرمود : این که شترهایت را به این مرد(هارون الرشید )کرایه می دهی. عرض کردم :به خدا سوگند براي کار بیهوده وسفر حرام کرایه نداده ام بلکه براي سفرحج کرایه داده ام ضمن اینکه خودم در این سفر شرکت ندارم بلکه غلامان خود را می فرستم تا سرپرستی کنند . امام (ع) فرمود: اي صفوان تو شتر هاي خود را کرایه داده اي ؟عرض کردم :آري . فرمود :آیا می خواهی هارون در دستگاه خود باقی بماند تا کرایه ي تو را بدهد ؟ عرض کردم :آري ، فرمود : هرکس که بخواهد آنها باقی بمانند از آنهاست وهر کس که از آنها باشد در آتش جهنم است (11) .       در مدینه دلقکی بود که مردم را می خندا نید او تلاش بسیار داشت تا امام سجاد را بخنداند اما موفق نمی شد تا اینکه یک بار گفت : این مرد مرا خسته کرده است که بتوانم او را بخندانم . روزي امام(ع) با غلامان خود حرکت می کرد مرد دلقک که چشمش به او افتاد تصمیم گرفت با یک حرکت خنده آور امام را بخنداند جلو آمد و عباي آن حضرت را از دوش او برداشت و رفت امام(ع) به او اعتنایی نکرد غلامان او به دنبال مرد دلقک رفته و عبا را از او پس گرفتند وبر دوش حضرت گذاشتند . امام (ع) پرسید: این مرد چه کسی است ؟ همراهان عرض کردن : او مردي مسخره و دلقک است که اهل مدینه را می خنداند. امام سجاد (ع)فرمود: به او بگویید : ان لله یوما یخسر فیه المبطلون(12) براي خداوند روزي است که در آن بیهوده کاران خسارت می بینند.       رسول خدا(ص) به مردي فرمود : موهاي خود را کوتاه کن زیرا کوتاهی موها بر زیباي تو می افزاید . علامه طباطبایی می گوید: چون به نجف اشرف براي تحصیل مشرف شدم ازنقطه نظر قرابت خویشاوندي گاه گاهی به محضر مرحوم قاضی شرفیاب می شدم تا یک روز در مدرسه اي ایستاده بودم که مرحوم قاضی اي فرزند  از آنجا عبور می کردند چون به مدرسه رسیدند دست خود را روي شانه ي من گذاردند وگفتند »دنیا می خواهی نماز شب بخوان وآخرت می خواهی نماز شب بخوان!«.(14)     ابراهیم بن مهزم گوید : یک شب با مادرم( خالده ) بگو مگو کردم و نسبت به او خشونت ورزیدم صبح آن شب نماز خواندم وبه محضر امام صادق علیه السلام رسیدم. همین که بر او وارد شدم فرمود: اي ابامهزم ! تو را با مادرت چه کار که شب گذشته با او درشتی کردي ! آیا نمی دانی که شکم مادرت منزلی بود که در آن سکونت کردي ودامان او گهواره اي بود که در آن آرام گرفتی و سینه هاي او ظرفی بود که از آن نوشیدي؟ ابامهزم پاسخ داد : آري امام صادق علیه السلام فرمود : پس با او درشتی نکن!(16) .       مرد ثروتمندي با لباس پاکیزه اي به محضر رسول خدا (ص) آمد ونزدیک او نشست آنگاه مرد تنگدستی با جامه هاي چرکین وارد شد .کنار مرد ثروتمند نشست به گونه اي که قسمتی ا زجامه هایش زیر پاي او قرار گرفت مرد ثروتمند لباس هایش را از زیر پاي او کشید . رسول خدا(ص )که شاهد این رفتار بود رو به او کرد وفرمود : ترسیدي چیزي از فقر او به تو بچسبد ؟ عرض کرد : نه حضرت فرمود : ترسیدي که لباسهایت کثیف شود ؟ عرض کرد : نه پیامبر (ص) پرسید ؟ پس چه سببی تورا به این کار واداشت ؟ مرد ثروتمند عرض کرد : یا رسول ا... ! من همدمی (شیطانی) دارم که هر کار زشتی را در نظرم زینت می دهد و هرکار خوبی را زشت جلوه می دهد من به خاطر این کار زشت خود نیمی از مالم را به او می دهم . حضرت به آن مرد تنگدست فرمود : نصف مال او را می پذیري؟ عرض کرد : نه مرد ثروتمند پرسید چرا نمی پذیري؟ مرد فقیر پاسخ داد : زیرا می ترسم انچه د ردل تو آمده است در دل من وارد شود (فقرا را ناچیز شمارم)(18).     وقتی عمرولیث به نیشابور آمد لشکریان او در خانه هاي مردم وارد شدند و کار را بر مردم شهر تنگ گرفتند و در آن هنگام زنی نزد او رفت و زبان به شکوه گشود و گفت زنی بیوه ام، چهار فرزند کوچک دارم، خانه هایم را لشکریان تو گرفتندو من با بچه هاي خود بی سرپناه مانده ام و به خواري و رسوایی افتاده ایم اگر حکم کنی یکی از خانه هاي ما را برگردانند از عدل و احسان تو بعید نخواهد بود. عمرو خشمگین شد و گفت: لشکریان من از سیستان به دنبال خود خانه اي نیاورده اند که در آن ساکن شوند و مگر تو قرآن نخوانده اي که خدا می فرماید: ان الملوك اذا دخلوا قریه افسدوها و جعلوا اعزه اهلها اذله(26). پادشاهان هر گاه به قریه اي وارد شوند آن را خراب می کنند و عزیزان آن را به ذلت می کشانند. زن گفت: اي پادشاه مگر چند آیه بعد از آن را فراموش کرده اي که درباره ستمکاران و خانه هاي آنها می فرماید: فتلک بیوتهم خاویه بما ظلموا(27). اینها خانه هاي آنهاست که چون ستم کردند ویران شد. عمرولیث از شنیدن این آیه چنان متاثر شد که اشک از چشمش جاري گردید و فوراً حکم کرد که تمام لشکر از شهر بیرون روند و در صحرا خیمه زنند(28).     هارون بن جهم گوید : ما در شهر حیره با امام صادق (ع) همراه بودیم که بر منصور دوانیقی وارد شدیم یکی از مقام هاي لشکري به مناسبتی غذایی آماده کرده بود و مردم را به آن دعوت کرد و امام (ع) نیز از جمله دعوت شدگان بود. سفره را پهن کردند وهمه مشغول خوردن غذا شدند آن حضرت نیز مشغول غذا خوردن شد در این میان مردي درخواست آب کرد ، اما به جاي آب ظرفی شراب براي او آوردند وقتی ظرف شراب در دست او قرار گرفت ، آن حضرت هم از سفره بلند شد . از او پرسیدند :: چرا بلند شدید ؟ حضرت فرمود: ملعون من جلس علی مائده یشرب علیها الخمر (33). مورد لعنت است کسی که بر سر سفره اي بنشیند که بر سر آن شراب نوشیده می شود .     رسول خدا (ص) بر دو مردي گذر کرد که در حال خرید و فروش گوسفندي بودندو هر دو قسم یاد می کردند، یکی می گفت : به خدا قسم کمتر ازاین قیمت نمی فروشم ودیگري می گفت به خدا قسم بیش ازاین قیمت به تو نخواهم داد تا اینکه بالاخره مشتري گوسفند را خریداري کرد حضرت فرمود : یکی ازشما دونفر گناه کرد و باید کفاره ي شکستن قسم خود را بپردازد (37).   روزي امام حسن (ع) از محلی می گذشت ، چشمش به مردي افتاد که قهقه می زند نزد او رفت وفرمود : آیا می دانی که در روز قیامت وارد آتش می شوي ؟پاسخ داد: آري . حضرت فرمود: آیا می دانی که از افرادي هستی که از آن خارج می شوي ؟ جواب داد: نه مطمئن نیستم . امام حسن(ع) فرمود : توکه نمی دانی حتما از جهنم خارج خواهی شد چگونه قهقه می زنی ؟(39).     امام صادق (ع) پس از آنکه اسحاق را مورد نهی از منکر خود قرار داد به او فرمود : اي اسحاق از خدا بترس به گونه اي که او را می بینی و اگر تو او را نمی بینی او تو را می بیند (40). همچنین وقتی عبدالله عموي امام جواد(ع) در پاسخ سوالی جواب ناصحیح داد امام(ع) به خشم آمد رو به او کرد وفرمود : اي عمو از خدا بترس و پرهیزکار باش ، بسیار بزرگ است که در قیامت در پیشگاه خدا بایستی وخدا به تو بفرماید چرا از روی جهل و ناآگاهی فتوا دادي(41).   مردي با خانواده خود مشغول غذا خوردن بود غذاي آنها مرغ بریان شده اي بود که در سفره داشت . در این هنگام فقیري به در خانه آمد واظهار گرسنگی کرد آن مرد بر فقیر فریاد زد و او را از در خانه ي خود دور کرد دیري نگذشت که خود فقیر شد و امکانات زندگی از او گرفته شد و از شدت فقر وپریشانی ازهمسر خود جدا گردید و همسرش با مرد دیگري ازدواج کرد . روزي آن زن با شوهر خود غذا می خورد و اتفاقا غذاي آنها مرغ بود که ناگاه فقیري در خانه ي آنها آمد و اظهار گرسنگی کرد مرد به همسرش گفت : مقداري نان ومرغ به فقیر بدهد . وقتی زن به درب خانه رفت دید فقیري که درب خانه است همان شوهر اول اوست . ازدیدن این واقعه گریه کرد و برگشت . شوهرش پرسید چراگریه می کنی ؟ همسرش پاسخ داد : این فقیر شوهر اول من بود وقصه ي خود که که با او غذا می خورد و فقیري را که از درب خانه دور کرد براي او نقل کرد . شوهرش گفت : به خدا سوگند آن فقیري را که رد کرد من بودم وبر سر من فریاد کشید (49).   حکیم نامی جهانگیر خان قشقایی در ایام جوانی به موسیقی علاقمند بود وچندي هم در این راه تمرین کرده بود روزي براي تکمیل این هنر به اصفهان آمد ، در بازار اصفهان حرکت می کرد که از درب مدرسه صدر گذر نمود . او ازدیدن مدرسه طلبگی بسیار خوشحال شد وهمه روزه صبح وعصر به آنجا می رفت. یک بار درویشی در مدرسه او را صدا زد وسوالاتی ازشغل ونسب اوکرد و جهانگیر خان جواب داد آنگاه درویش در چهره او خیره شد وگفت :گیرم که در این فن موسیقی فارابی زمان شوي ، باز هم مطربی بیش نخواهی بود. جهانگیرخان گفت : سخن خوبی گفتی ومرا از خواب غفلت بیدار کردي ، حال چه کنم که دنیا وآخرت در آن باشد . درویش گفت : در همین مدرسه که آن را دوست داري مشغول تحصیل شو! جهانگیرخان گوید : من از نفس پاك آن درویش و راهنمایی او ، به این مقام رسیدم(50). فعالیت  کلاسی يك نمونه قرآني از نهي از منكر حضرت ابراهيم كه عموي خود را بت پرست مي ديد ، براي بازداشتن او از اين كار به او گفت : اين مجسمه هايي كه شما پايبند عبادت آنها شده ايد ، چه معنا دارد ؟ ( اذ قال لابيه وقومه ما هذه التماثيل التي انتم لها عاكفون ) از اين بيان بسيار كوتاه ، به چند اصل مهم در امر به معروف ونهي ازمنكر پي مي بريم: 1-   كسي كه امر به معروف مي كند ، بايد از رشد وكفايت خاصي برخوردار باشد. 2-   درامر ونهي شرط سني وجود ندارد ( قال لابيه ) 3-   امر ونهي را از نزديكان شروع كنيم ( قال لابيه ) 4-   در نهي از منكر ، ابتدا از منكرات بزرگ شروع كنيم . ( ما هذه التماثيل )  5-   در امر ونهي ،مردم را به كرامت وشخصيت خودشان متوجه سازيم.  ( انتم لها عاكفون ) 6-   درنهي از منكر ،گاهي بايد يك نفر در برابر گروهي قرار گيرد. 7-   در امر ونهي با شيوه سوال ،وجدانها را بيدار كنيم ( ما هذه التماثيل ) 8-   در امر ونهي ، قاطعيت وصراحت داشته باشيم ( انتم وآبائكم ) عواقب ترک عاقبت ترك امر به معروف و نهي از منكر امام باقر(ع) در پايان روايت موعظه‌اي فرموده داستان حضرت شعيب را نقل مي‌كند كه خداي تعالي به حضرت شعيب وحي كرد كه صد هزار نفر از قومش را هلاك خواهد ساخت كه چهل هزار نفر از آنان اهل معصيت بودند و شصت هزار نفر ديگر انسانهاي خوب و صالح بودند شعيب پيامبر از اين امر تعجب كرد و پرسيد بار خدايا اشرار مستحق عذاب اند. اما خوبان چرا خداي تعالي فرمود عقاب و عذاب خوبان از آن روست كه آنان با اهل گناه سازش كردند و در جايگاه غضب من غضب نكردند   تهيه كننده :حمزه آزاد مسئول واحدفرهنگي ستادامربه معروف ونهي ازمنكرتايباد [1] ـ محسن فيض كاشاني، تفسيرالصافي، ج 2، ص 386 و 387. [2] ـ توبه (9) : 118.
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 22:50 توسط فرهنگی |

برای مطالعه صفحات دیگراین وب  روی عبارتهای زیر کلیک نمائید

شیطان پرستی

اداره فرهنگ وارشاد اسلامی تایباددر رسانه ها

دختران مسلمان

بنی آدم

خبرهای آنلاین اداره فرهنگ وارشاد اسلامی تایباد

حجاب  

امربه معروف

نهی ازمنکر

خبرهای ستادی تایباد

فرهنگی -هنری -اجتماعی


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389ساعت 15:10 توسط فرهنگی |

برای شرکت در برنامه اهداء جوایز ویژه ))مطالعه کنندگان (ویژه نامه امر به معروف ونهی ازمنکر روی گزینه نظربدهید که زیردوخط ذیل قرار داردکلیک نموده وپس ازثبت نام ونام خانوادگی -نام پدر-آدرس یا شماره تلفنتان وکد مشخص شده رانیز ثبت نمائید



+ نوشته شده در جمعه نوزدهم آذر 1389ساعت 19:57 توسط فرهنگی |

 

 

امر به معروف، نشانه عشق انسان به مكتب است.

 امر به معروف، نشانه عشق انسان به مردم است.

  امر به معروف، نشانه تعهد و سوز و علاقه انسان به سلامتى جامعه است.

 امر به معروف، نشانه تولّى و تبرّى است.

امر به معروف، نشانه آزادى در جامعه است.

 امر به معروف، نشانه ارتباط ميان آحاد مردم است.

  امر به معروف، نشانه فطرت بيدار است.

 امر به معروف، حضور و غياب واجبات است  چرا نماز نخواندى ؟ چرا روزه نگرفتى؟

امر به معروف، ضامن اجراى تمام واجبات و نهى از منكر، ضامن ترك همه محرمات است.

  امر به معروف، تشويق نيكوكاران در جامعه است.

  امر به معروف، تذكر و آگاه كردن افراد جاهل است

  نهى از منكر، تلخ كردن كام خلافكاران است

امر به معروف و نهى از منكر، گاز و ترمزى است كه ماشين جامعه راهدايت مى‏كند.

 سايت آموزش نيوز


دانلود رایگان کتاب امر به معروف و نهی از منکر
 
 
دانلود
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آذر 1389ساعت 8:30 توسط فرهنگی |

بسمه تعا لی

برنامه های دهه "امربه معروف ونهی ازمنکر"شهرستان تایباد



 

1.     برپایی نمایشگاه کتاب بامحوریت امربه معروف ونهی ازمنکر


2.     برگزاری کارگاه امربه معروف ونهی ازمنکردرسطح کارمندان ادارات

باپیگیری دبیرخانه ستاد


3.     برپایی گفتمان باموضوع امربه معروف درمدارس مساجد دانشگاهها


4.     همکاری روسای ادارات جهت برگزاری آزمون امربه معروف وارائه تسهیلات وامتیازات(لوح سپاس-هدیه و...)


5.     چاپ ویژه نامه بروشوربرای تکثیر درسطح جامعه


6.     برگزاری مسابقه امربه معروف به صورت گسترده باهدایای نفیس


7.     برگزاری مسابقات فرهنگی ویژه دانش آموزان دانشجویان و....


8.     استفاده ازتوان کلیه سخنرانان درشهرهاوروستاهاجهت اجرای برنامه های کوتاه درمدارس


9.     هماهنگی وابلاغ به دبیران واساتید دانشگاهها جهت تبیین موضوع درکلاسهای دانشگاه ومدرسه


10.  تهیه تعدادی بنرونصب دراماکن پررفت وآمد


11.    هماهنگی باروحانیون درتایبادوباخرزبرای تبیین موضوع واستفاده ازظرفیت ماه محرم


12.    اعلام به ادارات جهت نصب بنروبروشوروتر اکتهای ماه محرم


13.      ارائه منکرات ومعروفات عمده شهرستان به روحانیون ومبلغین وارئه صحبت در این موضوعات درایام محرم


 همچنین روزسه شنبه ۱۶آذرماه درمحل فرمانداری باحضور ائمه جمعه -فرماندارمحترم وروسای محترم شوراهای امربه معروف ادارات جلسه بامحوریت معاونت ادارات وسازمانها برگزارمیگرددتابرنامه هایی دراین خصوص پیش بینی گردد


+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آذر 1389ساعت 7:54 توسط فرهنگی |

مطالب قدیمی‌تر